تبليغاتX
درد و دل های یک دل خسته

درد و دل های یک دل خسته

فقط واسه دنیای من

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه ها همخونه شی

حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس ت بدن

حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت

وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری

دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری

حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی


پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی


حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن

وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی...

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

رویای آبی من

تمام کوچه های ذهنم را چراغانی می کنم و

در انتظار تو ای عزیز سفر کرده پشت پنجره ی احساس

گیسوان خاطرات روزهای خوش با تو بودن را می بافم...

اشکهایم نثارت باد.........

ای دوست بیا و با الماس چشمهای زیبایت خطی در شیشه های

غبار گرفته ی دلم بکش و آن را در سکوت سرد بشکن.

روزی به او گفتم :

تو روزی مرا فراموش خواهی کرد..

لحظاتی به چشمانم نگریست

چشمانش مانند مرواریدی بود در دریا گمشده...

از اشک و لرزش لبانش لرزیدم..

پس از مدتی گفت:

تو ممکن است

ولی من هرگز...

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

دلم خیلی گرفته .تنها جایی که به ذهنم رسید اینجا بود

بعد از ۷ ماه اومدم ،اونم با یه دله پر از درد

مجرم

بدون تو نمی تونم 

خيلي خستم،خيلي تنهام

از خدا هيچي نمي خوام

غير اينكه واسه يك شب

خاطرات با تو بودنو ازم بگيره

دلم از غصه رها شه

به خدا داره ميميره

چرا از يادم نميره؟؟؟

يا چرا دل نميميره؟؟؟

چشم آسمون پر از اشك

چرا بارون نميگيره؟ 

آي خدااا...

آي خدا من اين پائينم

اگه از يادم نبردي

اگه ميشنوي صدامو

چرا دست من سپردي؟؟؟

دارم از غصه ميميرم

حقمو از كي بگيرم

تو كه عادلي خدايا

حقه اينجوري بميرم؟؟؟ 

اي خدا هيچي نميگي؟؟؟

چرا ساكتي هنوزم؟؟؟

بگو تا نفرين نكردم

نزار تو غصه بسوزم 

شمع نيمه جون عمرم

تو چرا نميشي خاموش؟؟

يا بمير و ريشه كن شو

يا بكن اونو فراموش

حتي آسمون خدايا

واسه من دلش ميسوزه

تو ببين كه رنگ غم رو

به تن شبش ميدوزه 

اي رفيق نيمه راهم

بي تو من تاريكه ماهم

تو ببين قسمت ما رو

بگو چي بوده گناهم؟؟؟

از قشنگياي دنيا من توي جووني سيرم

آره

آره جرم من همينه آخه عاشقي فقيرم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

متولدین ماهای مختلف در عشق!!!

متولدین فروردین ماه :

به سوی من بیا

تا تو را حس كنم

و دنیا خواهد دید

داستانِ عشقی، سوزان را

كه شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌كند. قلبا عاشق است و در

عشق پا بر جاست.

 

متولدین اردیبهشت ماه :

عشق را در چشمان من بنگر

چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس كن

به صدای نفس‌های من گوش كن

و بشنو ترانه عشق را؛

عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پر شهامت.

موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

 

متولدین خرداد ماه :

با من به رویا بیا به رویای عشق

بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم

بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم

بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم

بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست؛

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است.

 

متولدین تیر ماه :

بهشت هیچ است

در برابر گام برداشتن در كنار تو

در شبی زیبا

زیر نور ماه؛ دلی نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

 

متولدین مرداد ماه :

گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است

و گل‌های سرخ عطری ندارند

و ستارگان دیگر نمی‌خوانند

آن گاه كه چشم می‌گشایم و میبینم

با تو نیستم؛

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌كند.

 

متولدین شهریور ماه :

شاید به نظر برسد كه عاشق نیستم

شاید به نظر برسد كه نمی‌توانم عاشق باشم

شاید به نظر برسد كه حتی نمی‌خواهم عاشق باشم

ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو

كه تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛

عشق او شعله‌ای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

 

متولدین مهر ماه :

با پر شورترین گفتارهای عاشقانه

با ماجراهای عاشقانه‌ای كه خواهیم داشت

با فداكاری هایم در راه عشق به تو

خواهی دید كه چگونه دوستت دارم؛

در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . .

زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

 

متولدین آبان ماه :

در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم

كه به سوی من می‌آیی

و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو را در كنار خود حس كنم

دوستت دارم؛

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

 

متولدین آذر ماه :

نجوایی از سوی تو

نگاهی كوتاه از تو

لبخندی شیرین بر لبان زیبایت

و من خود را غرق در عشق می یافتم؛

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

 

متولدین دی ماه :

روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند

و شاید هیچ چیز عوض نشود

جز من

كه بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

 

متولدین بهمن ماه :

می‌خواهم آزاد زندگی كنم

بسان پرندگان مهاجر

ولی قفسی ساخته از عشق تو

جایی است كه همواره رو به آن خواهم داشت؛

عشق خود را دیر ابراز می‌كند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در

می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

 

متولدین اسفند ماه :

من آنی نیستم كه بی عشق زندگی را سر كنم

آن گاه كه در رویایی عاشقانه هستم

و چشمانم را می‌گشایم

و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛

در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است.

می بینی من چه ماهم

اما تو بهتر از منی

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

خسته تر از صدای من

گریه ی بی صدای تو

حیفه که مونده پیش من

خاطره ها به جایه تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

خدايا مي خوام پناه هميشگيه هستيه من باشي

 

  وقته رفتن نمي خوام ببينمت 

 مي دونم ببينمت كم مي يارم

  اگه يك لحظه فقط نگام كني

 دلمو پشته سرم جا مي زارم

                         اگه خونسرده نگام  به دل نگير      

                         دله تو يه روز ازم خسته مي شه

                          اگه اسممو فقط صدا كني

                          راهه رفتن واسه من بسته ميشه

                                                     وقته رفتن نبايد گريه كني

                                                     اينجوري دلم برات تنگ نمي شه

                                                     مي دونم هرجاي دنيا كه باشم

                                                      تو دلم عشقه تو كم رنگ نمي شه

                               

عشقه من، مي پرستمت .تمام زندگيه من تويي

عشق و احساس تو را ديدمو بيتاب شدم

                                                                                             

                                                                              

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم

 و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌،

 براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم

مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد

آه ، اي شکوه بي پايان، اي طنين شور انگير ، من مي شنوم

به آسمان بگو که من مي شکنم !

هر آنچه تو را شکسته ،و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

همیشه دوست داشتم ابر باشم. چون ابر اونقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره

جلوی همه گریه می کنه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

همیشه دوستت دارم

 


ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم
،در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت ،وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم، نامت زیباست، دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم، تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم ،به آسمان ،به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

 

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت

 

چند روزی هست حالم دیدنیست ،حال من از این و آن پرسیدنیست

 

گاه بر روی زمین زل می زنم ،گاه بر حافظ تفائل می زنم

 

حافظ دیوانه فالم را گرفت ،یک غزل آمد که حالم را گرفت

 

ما زیاران چشم یاری داشتیم ،خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

همیشه ازم می پرسی چند تا دوسم داری

چند تا دوسم داري ؟

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و

بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین  

؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی

هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

   کاش تنهاییم به وسعت دنیا بود

                       و گوشه ی آن داغدار کسی نبود

   تو آمدی

         بر سقف آن نشستی

                         فرو ریخت

  و اکنون سالهاست بر این سقف می آیند و می روند

                                             کاش نمی آمدی

                                                       و وسعتم می ماند

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

فرق عشق و ازدواج

متن جالبی بود من خوشم اومد. گذاشتم اینجا تا دوستان هم بخونن .نظر یادتون نره..

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: چه آوردي ؟

با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق يعني همين...!

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش

كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين

درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط رویای آبی  | 

می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که بی من در کنار عکس من

شعرهای کهنه را تو یک به یک از بر کنی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  | 

آن سوی خیال

زندگی خیال نیست

زندگی یک سراب نیست

می توان آن سوی زندگی را در یک خیال و سراب دید

می توان آن را به زیبایی این خیال آراست

و پس از آن شاید روزی تمامی آن زیبایی ها در هم شکند

زندگی حقیقتی است به وسعت تمامی لحظات دل انگیز و به یاد ماندنی ...

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط رویای آبی  |